على محمدى خراسانى
30
شرح رسائل (فارسى)
قلت : اگر ظن كه پائينتر از قطع است موجب عقوبت باشد پس قطع كه بالاتر است بطريق اولى موجب عقوبت است پس اين مثال به مفهوم موافقت بر ما نحن فيه دلالت دارد ، اشكال : مرحوم شيخ مىفرمايد : مسئله اجماعى نيست زيرا در همين مسئله مرحوم شيخ بهائى قائل به توقف شده و گفته من نمىدانم آيا معصيت هست يا نيست و مرحوم علّامه در تذكره فرموده اگر ظن به ضيق وقت داشت و تأخير انداخت سپس كشف خلاف هم نشد عاصى است ولى اگر كشف خلاف شد فالوجه عدم العصيان و مرحوم سيد محمد مجاهد هم فرموده : با ظن به ضيق وقت اگر تأخير انداخت و كشف خلاف شد عقاب ندارد . پس اين مسئله اجماعى نيست . 2 - مىدانيم كه در اسلام سفر معصيت احكامى دارد يكى از احكامش آنست كه بايد نمازش را تمام بخواند حال علما فرمودهاند اگر كسى گمان دارد كه اين راه امنيت ندارد و خطرناك است و يا يقين دارد كه اين طريق امن نيست معذلك اقدام به اين سفر كند معصيت كرده و يجب عليه الاتمام و لو بعد از طى طريق و رفتن به اين سفر كشف خلاف شود يعنى معلوم شد كه هيچگونه خطرى در كار نبوده بنابراين همينكه قاطع بود و بر خلاف قطعش عمل كرده و تجرى نموده كيفر دارد . اشكال : مرحوم شيخ مىفرمايد : ( فتأمل ) اشاره به اينست كه بحث ما در قطع طريقى است و در اين مثالى كه شما آورديد ظن يا قطع به ضرر موضوعيت دارد پس از محلّ بحث ما اجنبى است . دليل دوّم مشهور عبارتست از بناء عقلا ، بيان ذلك : هنگامى كه ما به عقلاء عالم مراجعه مىكنيم مىبينيم سيرهء عقلا بر اينست كه انسان متجرى را مستحقّ مذمت مىدانند و همگى با چشم تنفّر به وى مىنگرند و از طرفى هركجا مذمت عقلا باشد ملازمه دارد با عقاب شارع پس چنين انسانى